روح حجاب

در جایی دیگر به دختران شعیب اشاره می کند و از حیایایشان در شیوه راه رفتن در حضور نامحرم سخن می گوید. (فَجاءَتْهُ إِحْداهُما تَمْشِی عَلَى اسْتِحْیاءٍ قالَتْ إِنَّأَبِی یَدْعُوکَ لِیَجْزِیَکَ أَجْرَ ما سَقَیْتَ لَنا فَلَمَّا جاءَهُ وَ قَصَّعَلَیْهِ الْقَصَصَ قالَ لا تَخَفْ نَجَوْتَ مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِینَ)
بنابر این حجاب چیزی نیستکه با تحمیل پوششی تعریف شده به دست آید. لذا شاید بتوانیم، از طریق اجبار به پوشش،دفع افسد به فاسد نمائیم، اما هرگز نمی توانیم با این روش، روح حجاب را در جامعهجاری کرده و از آثار واقعی آن بهره مند شویم.
منظور از حجاب،علی رغم تلقی عوامانه، صرفا نوع خاصی ازپوشش نیست؛ بلکه روح حجاب است که باید در فکر و اندیشه ، رفتار و گفتار، و نهایتادر پوشش افراد محجب جاری گردد.حجابی که فقط در پوشش ظاهری لحاظ گردد ولی در رفتار،گفتار و برخورد با نامحرم رعایت نشود ،فریبی بیش نیست .


نگاه و شوخی با نامحرم از مصادیق بی حجابی است
با مسئله حجاب نیز امروزه مانند بسیاری ازمسائل شرعی دیگر برخوردهای سلیقه ای می شود. حتی عاملین و معتقدین نیز با نوعیتسامح و تساهل، حد و مرزهای شرعی حجاب را رعایت می کنند زیرا علت حساسیتهای شرعبرای رعایت دقیق حدود حجاب را درک نمی کنند. در روایات آمده استکه:
هر کس با نامحرم شوخى کند،براى هر کلمه‏اى که در دنیا با او سخن گفته است هزار سال او را در دوزخ زندانىمى‏کنند. (ثواب الاعمال وعقاب الاعمال -ترجمه انصارى، 567 بابى که کیفر بسیارى ازگناهان در آن گرد آورى شده است ... )

و هرکه چشمان خود را با نگاه به زن نامحرم پر سازد، خداوند عزیز و جلیل در روز رستاخیزچشمان او را با میخ‏هاى آتشناک پر نماید و از آتش دوزخ لبریزشان سازد. (همان)
و نیز خشم خدابسیار سخت است بر آن زن شوهردارى که چشم خود را از نگاه کردن به مرد بیگانه یانامحرم پر کند، که اگر چنین کند خداوند تمام اعمال او را تباه مى‏سازد، و اگر بهبستر غیر شوهر خود رود بر خدا سزاوار است که او را به آتش بسوزاند، پس از آنکه اورا در قبر عذاب کرده است.(همان ،ص 565)
با نظر به این دسته از روایات لزوم پرهیز از اختلاط و گپ و گفتگوهایتفریحی در مجالس میهمانی اقوام و آشنایان روشن میشود اینگفتگوهای تفریحی ریشه بسیاری از مشاجرات خانوادگی و عاملتضعیف ایمان است ، بسیاری از نارضایتی ها و افسردگی های تنش زا بین همسران، شروعشانبسته به همین اختلاطهای دوستانه و قوم وخویشی است که چون حجاب اسلامی در آن با دقتاجرا نمی شود، درد سر ساز گشته اند.
بدتر از آن، تاثیر بدحجابی در کدورت دل و دوری از خداست. چه بسیاری از اوقاتکه به دلیل، نگاه و شوخی با نامحرم، توفیق خواندن نماز اول وقت و یا دیگر اعمالنیکی که قبلا انجام می شده، از دست برود. بوجود آمدن حالت بی حوصلگی و بی علاقگی بهعبادات، می تواند متاثر از همین بی مبالاتی ها باشد. چنانچه از ابتدای روز توجه ومراقبت داشته باشیم، به طور ناخودآگاه از نماز و انجام تکالیف شرعی لذت بیشتریخواهیم برد. به همین جهت در سفارش به ترک از نگاه می فرمایند: النّظرة سهم مسموم من سهام ابلیس فمن ترکها خوفا مناللَّه اعطاه ایمانا یجد حلاوته فی قلبه.(نهج الفصاحه ،ص 790)
از پیامبر اکرم(ص) روایت شده است: نگاه کردن (به نامحرم) تیرى است مسموم و زهردار از تیرهاى شیطان، وهر که آن را از جهت ترس از خدا ترک نماید و چشم از آنچه حرام است بپوشاند در اینصورت خداوند ایمانى به وى عنایت فرماید که حلاوت و لذت او را در قلب خودمیچشد.
هر کس با نامحرم شوخى کند،براى هر کلمه‏اى که در دنیا با او سخن گفته است هزار سال او را در دوزخ زندانىمى‏کنند.


برای فهم بهترسختگیری های اسلامی در مسئله حجاب و نگاه می توان از قوانین روانشناسی نیز کمکگرفت. قائده " تداعی معانی" یکی از دستمایه های فروید در روانکاوی، از این جملهاست.

«
کلمه‌ "تداعی" که یک اصطلاح روان شناسی است به طور معمول با واژه "معانی" به کار می رود. تداعی به معنای دعوت کردن است؛ یعنی در حافظه‌ شخص هر مطلبیمطالب دیگر را به خاطر می آورد. آنگاه هر یک از این مفاهیم ذهنی جدید، اشیاء ومفاهیم مرتبط دیگری را به یاد می آورد و.... مثلاً «باران» «آب» را تداعی می کند. ... (حجاب\اندیشه قم)
بسیاری از اوقات یکصحنه بدحجابی می تواند خیالاتی را در ذهن پرورش دهد، یایک ماجرای جنسی را در ذهن تداعی کند و بعضا با دخالت شیطان، در حریم عواطف و تخیلاتشخص نیز وارد گردد که بقول فروید وقتی شخص آن را از آگاهی خود می راند در رویا باآن درگیر می شود. لذا برخی از سختگیری ها برای جلوگیری از همین تداعی هاست .
بنابر این بهترین راه برایرهایی از این دام خوشرنگ و نشان شیطان، که بسیار هم روی آن حساب کرده، همان دستوریاست که قرآن ما را به آن امر کرده است. قُل لِّلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَ یَحْفَظُوافُرُوجَهُمْ ذَلِکَ أَزْکَى لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِمَا یَصْنَعُونَ »؛ به مردان مومن بگو دیده فرو نهند و پاکدامنی خود راحفظ کنند. (سوره نور، آیه 30) «
وَ قُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ یَغْضُضْنَ مِنْأَبْصَارِهِنَّ وَیَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا مَاظَهَرَ مِنْهَا وَلْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُیُوبِهِنَّ وَلَا یُبْدِینَزِینَتَهُنَّ : به زنان با ایمان بگو چشم از نگاه بهمردان اجنبی فرو بندند و فرج (عورت) های خویش را حفظ کنند و زینت خویش را جز آنچهپیداست آشکار نسازند و نیز دستور بده تا اطراف سرپوش های خود را بر گریبان و سینههای خود انداخته، آن را بپوشانند و هنگام راه رفتن پاهای خود را بر زمین نکوبند تازینت های پنهانی شان معلوم شود(نور 31)

بدحجابیدرنوجوانی
گویا به نظر می رسد سختگیریدر رعایت حجاب در دوران نو جوانی ضرورتی ندارد و به قول بعضی موجب دین زدگی میشود.
اما رعایت حجاب فقط برایمحکم کردن زندگی خانوادگی و ارتقاء وفاداری همسران نسبت به یکدیگر نیست بلکه بیشتربه جهت رشد و تهذیب و نمو کمالات انسانی است در دوران نوجوانی که دوران فوران عواطفانسانی و گرایش های معنوی است بی حجابی بدترین عاملی خواهد بود که تمام اندیشه ونیروهای نوجوان را صرف مسائل جنسی می کند و او را که مستعد افراط است تا جایی درگیرجلب توجه جنس مخالف و التذاذهای جنسی می کند که دچار عقب ماندگیهای جبران ناپذیریدر ابعاد اخلاقی، علمی و کمالات انسانی می گرداند از طرف دیگر نیز وقتی نوجوان وارددر مرحله جوانی می گردد و از افراطهای گذشته خود رویگردان است، نسبت به ازدواج نظرخوبی ندارد و چنانچه زیر بار ازدواج هم برود همسر لوده ای خواهد بود که عدم پایبندیاش به خانواده همواره دردسرساز می گردد .

 

نویسنده : انسیه نوش آبادی – کارشناس گروه دین و اندیشه تبیان

/ 2 نظر / 7 بازدید
محسن

سلام. البته من فکر نمیکنم حجاب با بیدینی رابطه مستقیم داشته باشه. به نظرم گاهی افراد به جای بحث منطقی، دچار شعارزدگی میشوند. این کار باعث میشه که نتونیم در اقشار غیرمذهبی اثر بگذاریم. با مطلبی در مورد خلقت بدیها به روز هستم. خوشحال میشم نظر شما رو در مورد مطلبم بدونم.

بوتیمار

با سلام حجاب و پوشش مناسب توام با رفتاری متین هم تاثیر بسزایی بر سلامت روح زن خواهد گذاشت و هم بر سلامت محیط ولی باید با شناخت باشد و بدور از هر افراط و تفریطی . تاثیر گذاری در هر موردی در کنار ارائه ی مطلب در فضاهای مجاری و ایجاد بینش می بایست نمادین نیز باشد .وقتی فردی متدین در کنار انجام واجبات در رفتار خود و برخوردهای خود انسانیت و محبت را تقدیم کند به همنوعانش انگاه اطرافیان جذب تفکر او می شوند و تمامی حرکت های او الگو خواهد شد.