داستان تلخ اندلس اسلامی دیروزو اسپانیای مسیحی امروز

نگاهی به اسپانیای اسلامی دیروز به قلم سجاد ستوده

5 رجب سال 92 هجری مصارف با 712 میلادی است. جنوباروپا شاهد ورود دلاوران مسلمان به شبه جزیره ایبری است. اندلس مسیحی در مقابل سپاهمسلمان سردار " طارق بن عزیز" تسلیم می شود.
* * * *
مسلمانان حدود 800 سالدراسپانیا، قدرت را در دست داشتند و اسپانیا در این مدت، مهد علم و تمدن شده بود. (1)
* * * *
اینک 800 سال از ورود سپاه 12 هزار نفری مسلمین می گذرد. سال 897هجری قمری است. " ابوعبدا... محمد"  آخرین حاکم قرناطه، مهم ترین و زیبا ترین بخشاندلس، کلید شهر را تسلیم فردیناند، سردار مسیحی می کند و خود با چشمانی گریان میگریزد.
این بار این اندلس اسلامی است که تسلیم سپاهیان مسیحی می شود.

* * * *
دوران حکومت 800 سالۀ مسلمانان بر جنوباروپا (اسپانیا و پرتقال ) دوران درخشان و روشنی است که البته عاقبتی بسیار تلخ ودردناک دارد .
پس از حضور مسلمین در اندلس، آزادی دینی، علم اندوزی و تحصیلدانش، سطح رفاه و زندگی ، رشد تمدن و ... در بالاترین سطح خود بود.
آن زمان که"ماریا" راهبۀ مسیحی در نامه ای به اسقف طلیطله این گونه می نویسد: تا 60 سالگی جزانگشتانم که مکرر به آب مقدس رسیده، بدنم با آب آشنایی نداشته و شست وشو نشده است. در همان زمان در شهر قرطبه به تنهایی 900 حمام عمومی وجود داشت که اغلب با سنگ مرمرساخته شده بود و این نشان دهندۀ میزان پیشرفت و رفاه مسلمانان بود.(2)

* * * *
و اما چه اتفاقی افتاد که اندلس زیبا،این حسرت همیشگی مسلمان، از کف رفت و به دست صلبیون فتح شد .
با حضور فردینانددر اندلس، پذیرش مسیحیت برای همگان اجباری و آموزش و صحبت به زبان عربی ممنوع شد وهر که از این امر سرباز می زد به تبغ جلاد سپرده می شد.
کشتارها آغاز شد. صلیبیها حتی به مسلمانانی که با تغییر دین، مسیحی شده بودند نیز رحم نکرده و با عنوان"عرب های خائن" آنها را کشتند. در یک روز 3000 نفر از آنان زنده زنده سوزاندهشدند.
مساجد، دانشگاهها و نمادهای والای تمدن، به بهانه حذف نمادهای اسلامیویران شدند و این ها همه در حالی بود که در هنگام حضور مسلمین در اندلس نه تنهاآزادی ادیان وجود داشت بلکه بسیاری از مناصب دولتی در اختیار مسیحیان بود.

* * * *
به راستی برآندلس چه رفت ؟!
"
گوستاولوبون" در این زمینه می نویسد : دشمنان با انتشار فساد و رواج مشروبات الکلی و بیبند باری و بالاخره در اثر اختلافات بین زمامداران حکومت، بر مسلمانان چیره شدند ومسلمانان را به زور، وادار به قبول دین مسیح کردند.(3)
لوبون دو دلیل اختلافاتدرونی و رواج فساد را عامل سقوط اندلس می داند .پیرامون عامل اول اشاره به اینموضوع خالی از وجه نیست که حکومت های کوچک محلی مسلمانان در پی درگیری های به وجودآمده میان بومی های اندلس و شام ها و عرب های مقیم اندلس برای غلبه بر دیگری، دستیاری و نیاز به سوی حکومت های مسیحی دراز کردند. اختلافات و جنگ های داخلی در طولسالیان دراز سبب ضعف قوای مسلمین شده بود.
و اما عامل دوم :رواج فساد و فحشا
وقف تاکستان های بزرگ و متعدد و توزیع مشروبات حاصل از آنها به شکل رایگان دربین جوانان مسلمان و تاسیس تفریح گاه های متنوع که خدمه و کارکنان آن همگی"زیبارویان مسیحی" بودند و ... از سوی صاحبان کلیسا، همگی عواملی اند که موجب ضعفاراده در میان جوانان مسلمان شد. دلیران مسلمان که به هنگام فتح اندلس با چنانایمانی می جنگیدند که نوشته اند،کشتی های خود را به آتش کشیدند تا دیگر راه بازگشتی نداشته باشند، اینک در آغوش دختران زیباروی مسیحی به ضعف نشسته اند. حال و روزجوانان و دلیران مسلمان از زبان " امیر علی " تاریخ نویس مسلمان، خواندنی و البتهافسوس خوردنی است:
"
جوان مرد یا شوالیه عرب که برای جنگ به میدان مسابقه میرفت، بر روی بازوهای خود علامتی مانند شکل قلب با تیری که آن را سوراخ کرده یا حرفاول اسم محبوبۀ خود را داغ می کرد و یا خال کوبی می نمود. این سپاهیان علناٌ درحضورمحبوبه های خود برای جایزه شجاعت و دلاوری با یکدیگر مبارزه می کردند و اغلب بامحبوبه هایشان می رقصیدند." (4)
همچنین دقت در عوامل دیگری همچون آزادی بیش ازحد مسیحیان برای تبلیغ و
 
ترویج ،رشد و گسترش روحیه تساهل و تسامح، تقدس زداییگسترده از ارزش های اسلامی از راه عادی جلوه دادن توهین به مقدسات مسلمین همچونتوهین به مقام والای پیامبر اسلام (ص) و دگردیسی ارزش های دینی و معنوی، اشرافی گریزمامداران و ... پیرامون سقوط اندلس می تواند در ارائه تحلیلی روشن پیرامون دلیل ازدست دادن این بخش از سرزمین های اسلامی سودمند و مثمر ثمر باشد .
دشمن برای شکستمسلمین در اندلس، به جای قهرمانان و شوالیه های و جنگ جویان غول پیکر،  "دختر کانظریف اندام" خود را به آوردگاه مسلمین روانه کرد و به جای تیرهای آتشین و کشنده باغمزدۀ چشمان جادویی "زیبارویان مسیحی" به جان مجاهدان مسلمان افتاد و ترنم آوازهخوانان مه رو را به جای برق شمشیرهای خون ریز هدیۀ مسلمانان کرد و شراب سرخ شیرافکنرا در کنار همۀ این ها در حلقوم مسلمین ریخت تا بدین سان و در یک پروسۀ مدت دار،اندلس را به حسرتی همیشگی در دل مسلمین بدل نماید .
جملۀ زیر از زبان « بنیامیننتانیاهو» نخست وزیر پیشین اسرائیل خطاب به مجلس نمایندگان امریکا بیان شده است :
ارسال برنامه های ماهواره ای حاوی تصاویر زنان زیبا، با بدن های برهنه و نیمهبرهنه و پرداختن به امور دینوی، از قبیل زندگی تجملی و البسه زیبا و صحنه های جنسیو مشاهده امور کاملا انحرافی باعث می شود که کودکان ایرانی خواستار لباس های زیبا،زندگی تجملی و استخر و امثال این ها شوند و با این امر می توان در ایران انقلابی بهراه انداخت.
* * * *
یک سؤال جدی ؟!
آیا طرح اندلسیزه کردن ایران اسلامیجدی است؟
* * * *
غفلت متولیان فرهنگی و اثر گذاران فکری ـفرهنگی جامعه، شاید نشان آن باشد که این خطر آن چنان که باید و شاید، جدینیست!!!!!!
سجاد ستوده

 پی نوشت:
1-
گوستاو لوبون، تمدن اسلام وعرب،ص333
2-
نورالدین آل علی، اسلام در غرب (تاریخ اسلام در اروپای غربی)،1370، ص 3و4
3-
گوستاو لوبون، تمدن اسلام و عرب ، ص335
4- 
امیر علی، تاریخ غرب واسلام، ص542
 
سجاد ستوده@

 

 

 

بر این اساس، اختلاف و فساد اخلاقى مهم‏ترین علل اضمحلال حاکمیت مسلمانان در اندلس ارزیابى مى‏گردد .

اینک سزاوار است از خود بپرسیم: آیا تاریخ تکرار نمى‏شود; آیا نباید از تاریخ اندلس عبرت آموخت; مگر غیر از این است که مؤمن از یک سوراخ دو بار گزیده نمى‏شود؟ چرا بى توجه به نقشه‏هاى دشمن بر طبل اختلاف و تفرقه مى‏کوبیم و از وحدت حول محور رهبرى غافل هستیم; منافع حزبى و گروهى را بر منافع انقلاب و کشور ترجیح مى‏دهیم; چرا در مقابل شبیخون فرهنگى دشمن اقدامى اساسى صورت نمى‏دهیم؟ آیا توطئه دشمن، یک توهم است‏یا این که توهم توطئه نیز توطئه دشمن است؟ اختصاص بودجه کلان از سوى دشمن براى نابودى جمهورى اسلامى واقعیت ندارد و یک توهم است؟ افزایش قارچ گونه باندهاى ترویج فحشا، مشروبات الکلى و انواع مواد مخدر در سطح جامعه، بویژه در میان جوانان از روى نقشه و برنامه ریزى دشمنان نیست؟ القاى شبهات و ایجاد تردید در بنیان‏هاى اعتقادى براى سست و متزلزل کردن باورهاى دینى مردم بدون طرح از پیش تهیه شده است؟ گسترش برنامه‏هاى ضد اخلاق و عفت از طریق ماهواره، پخش انواع نوار، سى دى و پوستر مبتذل، هدف خاصى را دنبال نمى‏کند؟ چرا از خواب غفلت‏بیدار نمى‏شویم؟

چرا گامى اساسى براى حل مشکل و رویارویى با شیطان درون و بیرون بر نمى‏داریم؟ دشمنى کردن در ذات دشمن نهفته است و ذاتى اوست و ذاتى چیزى هرگز از آن جدا نمى‏شود ولى به فرموده امیر مؤمنان: «من نام لم ینم عنه .» (30)
کسى که از دشمن غفلت‏بورزد، (بداند) که دشمن از او غافل نخواهد شد .

بیاییم بر اساس دستور قرآن کریم در تاریخ گذشتگان سیر کنیم و از آن عبرت بیاموزیم و از آرمانها و اصول انقلاب اسلامى، امام و شهدا پاسدارى نماییم; چرا که سنت الهى بر این است:

«ان الله لایغیر ما بقوم حتى یغیروا ما بانفسهم‏» (31)

همانا خداوند سرنوشت هیچ گروهى را تغییر نمى‏دهد مگر آن که آنان آنچه را که در خودشان است تغییر دهند.

/ 0 نظر / 7 بازدید