جستجوی بصیرت

اگر با آمدن خورشــید بیدار شویم ؛ ‌نمازمــان قضاست

بولتن نیوز: شاید وقتی بسیاری از تحلیلگران خبر ورود سید محمد خاتمی به انتخابات دهم ریاست جمهوری را شنیدند تعجب کردند. تعجب از این بابت که خاتمی با کدام کارنامه‌ی قابل قبولی می‌خواهد پا به عرصه‌ی مجدد رقابت برای کاندیداتوری ریاست جمهوری بگذارد؟ دوران هشت ساله‌ی اصلاحات را از یاد نبرده‌ایم. دورانی که در آن بزرگ‌ترین توهین‌ها به انقلاب و اسلام از سوی طیف حامیان و حلقه‌ی اصلی طرفداران خاتمی انجام شد. دورانی که در آن حداقل سه پرونده‌ی بزرگ امنیتی که قرار بود به ...


وسیله‌ی آن‌ها نظام جمهوری اسلامی را به زعم خود ساقط کنند کلید خورد. یعنی ماجرای قتل‌های زنجیره‌ای، ماجرای کوی دانشگاه و ترور ساختگی سعید حجاریان. حالا بماند این که در حوزه اقتصادی و سیاسی چه اقداماتی که صورت نگرفت و چه باج‌هایی که به دشمنان انقلاب داده نشد.

از طرف دیگر خاتمی چند روز قبل از اعلام ورود خود به عرصه‌ی انتخابات در پاسخ به سؤال یکی از خبرنگاران جواب داد که از کار سیاسی خسته شده و می‌خواهد به استراحت بپردازد. چنین اقداماتی نشان از این داشت که خاتمی خود تصمیم گیرنده نبوده و نیست و برای او اشخاص دیگری تصمیم‌گیری می‌کنند. اشخاصی چون تاج‌زاده، میردامادی، حجاریان، امین‌زاده، ابطحی، عرب‌سرخی، بهزاد نبوی، موسوی‌خوئینی‌ها، محتشمی‌پور و ...

طبق گفته‌ی همین افراد، از مدت‌ها قبل از انتخابات دهم، جلساتی تحت عنوان بررسی انتخابات دهم برگزار می‌شد و  این افراد در آن جلسات به بیان نظرات خود پیرامون انتخابات ریاست جمهوری می‌پرداختند.

برای مثال در این‌باره ابطحی چنین می‌گوید:

«جلسات ثابت دیگری بود که هر دو هفته یک بار صبح پنج شنبه در منزل اعضاء تشکیل می شد. این جلسه هم در دو سال گذشته تقریباً همه بحث های آن در مورد انتخابات بوده و پیش از این جلسه مواد بحث در جلسه دوشنبه در حضور آقای خاتمی را بررسی می کردیم و مسیر بحث های آن مثل مسیر بحث های جلسه دوشنبه بود.»

 و نیز مصطفی تاج‌زاده در این مورد گفت:

«با دوستان قدیم که اکثرا سابقه فعالیت در ارشاد داشتیم و از نزدیکان آقای خاتمی بودیم چند سال است که پنجشنبه ها ماهی یک بار صبحانه دور هم جمع می شویم . بیشتر بحث هایی صورت می گرفت که منجر به پذیرش کاندیداتوری آقای خاتمی باشد مثل فعال شدن مجمع روحانیون، مشارکت و سازمان . به جز رضا خاتمی و محمد صدر همه موافق بودند که آقای خاتمی تنها کسی است که می تواند احمدی نژاد را شکست دهد.»

و نیز:

«روزهای دوشنبه یک هفته در میان در مورد مسائل داخلی وخارجی با آقای خاتمی جلسه داریم جلسات سیاست داخلی با مسئولیت اقای امین زاده تشکیل می شود. جلسات سیاست خارجی با مسئولیت دکتر محمد صدر برگزار می شود در جلسه سیاست داخلی در یک سال گذشته مسأله انتخابات مطرح بود که تبدیل به جزوه ای شد. آقای خاتمی دو سوال مطرح کرد یکی اینکه آیا انجام اصلاحات در ایران منوط به حضور در حکومت است یا می توان بیرون از حکومت اصلاحات را انجام داد دوم اینکه چطور می توان در حکومت وارد شد اما آلوده حکومت نشد.»

از فحوای این حرف‌ها می‌توان این‌گونه استنباط کرد که تقریبا اصلاح‌طلبان با بن‌بست سیاسی که در آن گرفتار شده بودند چاره‌ای نداشتند جز تن دادن به حضور مجدد خاتمی. موضوعی که خود خاتمی البته بیش از همه در مورد آن تردید داشت. چنان‌چه در خبرها هم از قول خاتمی این جمله نقل شده بود که فعلا در این شرایط کسی توان رقابت با احمدی‌نژاد را ندارد.

 موضوع دیگر، نوع نگاه اصلاح‌طلبان به مقوله‌ی حاکمیت است. چه در زمان ریاست هشت ساله‌ی خود بر قوه‌ی مجریه که همواره صحبت از مباحثی چون «حاکمیت دو گانه» می‌کردند و چه بعد از آن که همیشه با این‌که نان نظام را می‌خوردند و کلیدی‌ترین پست‌ها در اختیارشان بود و از کنار آن به قدرت سیاسی و اقتصادی زیادی پیدا کردند، می‌خواستند پز روشنفکری و چهره‌ی اپوزیسیونی خود را باقی نگه دارند. چنان‌چه تاج‌زاده هم در جمله‌ی فوق‌الذکر به این نکته اشاره کرد که دغدغه‌ی خاتمی این است که «چطور می توان در حکومت وارد شد اما آلوده حکومت نشد؟». این سخن نشان از ماهیت پلید این جریان دارد. آخر مگر می‌شود به عنوان شخص اول اجرایی کشور انتخاب شد و مهم‌ترین قوه‌ی دولت را هم در اختیار گرفت اما خود را عاری از نظام و حکومت دانست؟ مگر می توان رئیس جمهور بود و خود را بیرون از حکومت دانست؟ این را می‌دانیم که در کشورهای غربی نیز جریان‌های روشنفکری و محافل اپوزیسیون وجود دارند. اما این جریان‌ها در غرب مرد هستند و هرگز ورود به دایره‌ی حکومت نمی‌کنند. چون اساسا این دو، یعنی در درون حکومت بودن و گارد اپوزیسیون گرفتن قابل جمع با هم نیست. مگر می‌شود انسان درون حکومت باشد و حکومت را قبول نداشته باشد؟!

 چنین دست موضوعات و مباحثی باعث شد که حتی زمانی که خاتمی آمادگی خود را برای حضور در انتخابات دهم ریاست جمهوری اعلام کرد، ورود خود را منوط به پذیرش پیش‌شرط‌هایی کند. خاتمی دو پیش شرط خود برای ورود به انتخابات را چنین عنوان کرد:

«به اعتقاد من خواست قلبی و تاریخی مردم ایران آزادی، پیشرفت و عدالت است. در عین سازگاری این امور با دین و ارزش های معنوی و فرهنگی، این همان گفتمان اصیل اصلاح طلبی است که در آینده تلاش می کنم به صورت مدون آن را به جامعه ارائه نمایم. اگر بر سر این موضوع بتوانم با جامعه به تفاهمی روشن دست یابم و این خواسته ها در میان اقشار مختلف جامعه جنبه خودآگاهی یابد به پیش شرط نخست خود دست یافته ام. پیش شرط دوم؛ با ساز و کارهای موجود تا چه حد امکان عملی کردن برنامه ها برای رئیس جمهوری فراهم است؟ اگر واقعاً امکان اجرای برنامه ها وجود نداشته باشد و موانعی بر سر راه قرار گیرند، ارائه بهترین و کامل ترین برنامه به مردم نیز به منزله اغوا و فریب مردم است.»

ملاحظه می‌کنید که او حتی وقتی که می‌خواهد خود را برای کاندیداتوری ریاست‌جمهوری هم منتخب کند، پیش‌شرط گذاشت. و باز در این‌جا هم به طور تلویحی اشاره به این موضوع دارد که ورود من منوط به این قضیه است که باید کلیه‌ی موانع بر سر راه جریان اصلاح‌طلبی برداشته شود. این پیش‌شرط‌ها به قدری مضحک و خنده‌آور بود که حتی داد هم‌مسلکان خود را نیز در آورد. شمس الواعظین با بیان این که چنین حرف‌ها و نظرهایی آن هم از شخصی چون خاتمی که خود زمانی در این کشور، به مدت هشت سال رئیس‌جمهور بود بعید گفت گذاشتن پیش‌شرط نشانه‌ی ننربازی خاتمی است.

 محمدنبی حبیبی، دبیرکل حزب مؤتلفه اسلامی نیز گفت: «نامزدهای انتخاباتی نمی توانند برای مردم و نظام پیش شرط تعیین کنند؛ این مردم و نظام هستند که برای آن ها پیش شرط می گذارند».

 

 

http://rajanews.com/Detail.asp?id=77973



نویسنده : - ساعت ٩:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/٢۱   |    نظرات []   |    لینک ثابت

Powered By Persianblog.ir - Designed By Payam