جستجوی بصیرت

اگر با آمدن خورشــید بیدار شویم ؛ ‌نمازمــان قضاست

ناگفته هایی از دور زدن تحریم ها :

پای حرفهای یکی از ثروتمندترین مردان ایران

 

اسدالله عسکراولادی حدود 75 سال دارد و بیش از 55 سالی است که در کار بازرگانی و تجارت مشغول است. به گفته خودش طی این همه سال بحران‌های مختلف را به چشم خود دیده است

 

به گزارش بولتن:وی هم‌اکنون عضو هیات نمایندگان اتاق بازرگانی ایران و رئیس کنفدراسیون صادرات اتاق و همچنین رئیس اتاق بازرگانی ایران و چین است و هنوز هم با این سن و سال سفرهای متعددی به کشورهای مختلف بخصوص چین انجام می‌دهد. نقش وی حالا در ایام تحریم به عنوان نماینده‌ای از سوی بخش خصوصی پررنگ‌تر شده است و به گفته خودش در تلاش است با بردن هیات‌های مختلف از بازرگانی ـ تجاری و تولیدکنندگان کشور به چین و آوردن چینی‌ها به ایران تحریم‌ها را دو ر بزند. در قسمتهایی ازمصاحبه وی با جام جم امده است :


در تحریم های سالهای اویل انقلاب چه میکردید؟

ما همه تحریم‌ها را دور ‌زدیم و بخوبی موفق شدیم. البته یک کمی هم مشکلمان در داخل است. دولت ما، کارآفرینان‌ما، دولتی‌ها و تقریبا می‌شود گفت تمام کارکنان نظام در این مواقع باید به کمک بیایند.

الان فکر می‌کنید تحریم‌ها چه مدت طول بکشد؟

من نمی‌توانم بگویم چقدر گذشته یا چقدر مانده اما می‌خواهم بگویم یواش‌یواش تحریم‌ها بی‌خاصیت می‌شود.

ممکن است از این شدیدتر شوند؟

بله، ممکن است افکار شیطنت‌آمیزشان شدیدتر شود.

ممکن است مثلا نفت از ما نخرند؟

بعید می‌دانم بتوانند نفت را نخرند. نمی‌توانند بدون نفت زندگی کنند، اگر نفت را نخرند یقین بدانند رقبای‌شان برنده می‌شوند. فکر می‌کنید اگر اروپا از ما نفت نخرد از چه کسی باید بخرد؟

مثلا عربستان.

نه عربستان تا حدی می‌تواند تولید ‌کند. برای این‌که ما اگر نتوانیم نفت صادر کنیم عربستان هم نمی‌تواند صادر کند. هیچ دلیلی وجود ندارد که ما نتوانیم از خلیج فارس نفت صادر کنیم اما دیگران بتوانند. پس چه کسی برنده می‌شود؟ کسی که در خلیج فارس نیست و با آنها دوست نیست.

یعنی روی قیمت‌ها شدید اثر می‌گذارد.

اگر بخواهند دنبالش بروند اشتباه استراتژیک کرده‌اند.

تحریم در کل دنیا چقدر اثر گذاشته مثلا روی کشورهایی مثل کوبا و کره؟

الان کوبا تحریم شده 50 سال است روی پای خودش زندگی می‌کند. اینها متحمل فشار شده‌اند اما زندگی‌شان را ادامه دادند در مورد ما هم همین است.

اگر آدم بخواهد یک روز استقلال پیدا کند باید از یک جایی شروع کند و بایستد. همیشه همین است.

چگونه می‌توانیم این تهدیدها را تبدیل به فرصت کنیم؟

ما به تعامل اعتقاد داریم. باید با کشورهایی که با ما دوست هستند بیشتر تعامل کنیم. دوست و دشمن را به یک چوب نزنیم. درست است که ما صدمه می‌خوریم اما در درازمدت آنها بیشتر صدمه می‌خورند. آنها از نظر سیاسی هم صدمه می‌خورند چون ما را با دست خودشان به طرف دیگر هل می‌دهند. از نظر سیاسی ضربه می‌خورند. کارخانه تولیدکننده آلمانی از خدا می‌خواهد به ما بفروشد مجبور است واسطه پیدا کند، تخفیف بدهد و به ما بفروشد. ما یک بازار 70 میلیونی نیستیم منطقه ما 400 میلیون جمعیت است. تجار و کارآفرینان ما سابقه 200 ساله با غرب دارند. پس غبن آنها فاحش‌تر از غبن ماست. آنها این بازار 200 ساله را به راحتی از دست می‌دهند. سرمایه‌گذاری‌ای که انگلستان درایران دارد به هوا می‌رود. غرب راه را به روی خود می‌بندد، اگر ما 4 تا کارخانه را از شرق آوردیم و میخش را کوبیدیم دیگر سراغ غرب نخواهیم رفت. در عراق و افغانستان موفق نیستند چون با ما رفاقت ندارند.

ما نیروی ارزشمند و سرمایه منطقه هستیم. کشور بزرگ منطقه هستیم. ما دومین ذخایر نفتی منطقه و چهارمین ذخایر نفتی جهان را داریم. دومین ذخایر گاز را در دنیا داریم.

بله مشکلات سیاسی وجود دارد که با گفتگو قابل حل است. کسی با گفتگو ضرر نمی‌کند. مگر مشکل چیست؟ ما گفته‌ایم در انرژی هسته‌ای هرگز دنبال جنگ، انرژی جنگی و بمب اتم نیستیم. ما احتیاجی نداریم، با همین حالت در دنیا پیش می‌رویم.

با ستاد بحران ویژه که برای موضوع تحریم‌ها ایجاد شده همکاری شما چگونه بوده و چه راهکارهایی ارائه دادید؟

ستادی در بانک مرکزی همچنین در اتاق بازرگانی و در اتاق تهران تشکیل شده. من در آنجاها حضور پیدا می‌کنم. اینها کار خود را می‌کنند اما گزارش هیچ کدام فعلا قابل درج نیست. ما راه‌هایی را جستجو می‌کنیم که بهتر و زودتر به تحریم‌ها فائق آییم. خیلی هم جلو رفتیم. به صادرکننده‌ها و واردکننده‌ها راهکارها را نشان می‌دهیم ولی هیچ کدام از اینها به عنوان دستورالعمل کتبی و ذکرشده قابل فاش‌شدن نیست. متاسفانه دشمن دائم به فکر این است که ما چه توفیقی داشته‌ایم تا کشف کند و پادزهر بریزد و ما نمی‌خواهیم این‌طور شود.

توقع ما این بود که برنامه پنجم هر چه زودتر به تصویب برسد اما دچار دست‌انداز شده توقع ما این بود که یارانه‌ها یا زودتر اجرا شود یا به تاخیر بیفتد.

پیشنهاد خود من به عنوان یک کارشناس کوچک که از کسبه جزء تهران هستم به دولت آقای احمدی‌نژاد این است که طرح هدفمند کردن یارانه‌ها تا اردیبهشت عقب بیفتد.

الان که برای مبارزه با تحریم‌ها به شدت مبارزه می‌کنیم اگر این 6 ـ5 ماه عقب بیفتد چیزی نمی‌شود.

در مورد نرخ ارز چطور؟

نرخ ارز نرخ مناسبی نیست. من از بانک مرکزی خواسته‌ام کمیسیون ویژه تخصصی تشکیل دهد. ما نباید ارزمان را ارزان بفروشیم. ارزان کردن ارز حراج کردن دارایی‌های نفت است. حتما باید ذخایر ارزی‌مان به گونه‌ای بالا برود که ارزمان را ارزان ارائه نکنیم اما این‌که نرخ واقعی ارز چقدر است، تخصص می‌خواهد. نمی‌شود ارز را سیاسی مدیریت کرد باید اقتصادی مدیریتش کرد. اگر ارز را اقتصادی مدیریت کنیم نرخ واقعی‌اش را به دست می‌آوریم، بعد براساس نرخ واقعی می‌توانیم آرام آرام مدیریت کنیم این بهتر از سیاسی مدیریت‌کردن است. سیاسی مدیریت کردن در دوره حکومت 8 ساله هم اتفاق افتاد. نرخ ارز را 175 تومان و بعد 300 تومان نگه داشتند. آن مدیریت سیاسی بود. دیدید وقتی حکومت 8ساله رفت قیمت ارز چگونه منفجر شد؟

نرخ واقعی ارز یک کمیسیون تخصصی می‌خواهد. کمیسیون سیاسی نمی‌خواهد. این‌که چون من این هستم باید این باشد غلط است. ارز باید طبق نظری باشد که متخصصین می‌گویند. ما تابعیم، من هم حاضرم در همه کمیسیون‌ها دفاع خودم را داشته باشم. تشخیص با متخصصان و اساتید اقتصادی است.

به جز تاثیرگذاری نرخ ارز بر روند واردات با چه شیوه‌هایی می‌توان مدیریت واردات را بخوبی انجام داد؟

مدیریت واردات برای حمایت از تولید و مصرف‌کننده است. در مدیریت واردات باید 2 اصل را رعایت کنیم. یکی حمایت از مصرف‌کننده که کالای گران نخرد و دوم حمایت از تولیدکننده که بتواند تولیدش را بالا ببرد و اشتغال ما افزایش یابد. وقتی می‌توانیم سیب را از ارومیه و مشهد بیاوریم و به مصرف‌کننده بدهیم حق نداریم از مصر و لبنان بیاوریم.

باید یارانه سیب را طوری به تولیدکننده سیب در مازندران، خراسان و آذربایجان بدهیم که تولید سیب را قطع نکند.

خب اگر باغ سیب او خشک شود به شهر می‌آید و عملگی و گدایی می‌کند. به همین نسبت در صنعت‌مان باید تولید صنعتی را در عین حال که حقوق مصرف‌کننده را حفظ می‌کنیم، حمایت کنیم.

مدیریت واردات یعنی ما بهترین کالا با کیفیت خوب را اول تولید کنیم، راه را برای تولیدمان باز کنیم، سرمایه‌گذاری‌های تولید را تجربه کنیم و به نیروهایی که به کمک واحدهای تولیدی می‌آیند از نظر مالی و... کمک کنیم.

من بارها به وزیر صنایع هم گفته‌ام که چرا چین می‌تواند کالای با بهترین کیفیتش را هم ارزان تمام ‌کند؟ وزارت صنایع، هیات تحقیقاتی بفرستد و دلیلش را جویا شود. چرا ترکیه، هندوستان، مالزی و چین کالاهای با کیفیت بالا را ارزان تمام می‌کنند اما ما نمی‌توانیم. الگوی‌شان چیست؟

ترکیه نفت ندارد اما 90 میلیارد دلار صادرات دارد. ما که نفت داریم با نفت‌مان 50 میلیارد صادرات داریم. چین، مالزی، اندونزی و ترکیه برای واحدهای تولیدی‌شان چه می‌کنند؟ باید واحدهای تولیدی‌مان را به شکل وسیعی تقویت کنیم. کارآفرینانی که در تولید زحمت می‌کشند نباید کرکره‌هایشان را پایین بکشند. از واحدهای تولیدی خواهش می‌کنم که مبادا ناامید شوید و کرکره را پایین بکشید. این اشتغال ضرورت دارد، تحمل کنید.

باید ورود کالاهای غیرضروری را کم کنیم یا از دیوار تعرفه استفاده کنیم. کیف و کفشی که در تهران قابل تولید است چرا از خارج بیاید؟ اگر می‌خواهیم از خارج بیاوریم پس طوری از دیوار تعرفه حمایت کنیم که تولیدکننده داخلی زمین نخورد.

یکی از تشکل‌های فروشندگان میوه چندی پیش گفته بود بحث واردات میوه سیاسی است زیرا مجبورند به خاطر داشتن برخی مراودات امتیازاتی را به برخی کشورها بدهند و میوه وارد کنند. نظر شما در این باره چیست؟

ممکن است این هم باشد. پس مدیریت واردات در اینجا هم دخالت پیدا می‌کند.

در این شرایط تحریم چطور می‌شود هم امتیاز نداد و هم مبادلات خود را ادامه داد؟

امتیاز یک مدیر خوب همین است که اگر فلان همسایه کالای دیگری غیر از میوه ندارد چگونه عمل کند تا او را راضی کند. زیرا اگر بخواهیم از کشاورزمان در کشور حمایت کنیم این مساله باید به گونه‌ای مدیریت شود.

این بحث مدیریتی است که چگونه خارجی را راضی کنیم که در اینجا سرمایه‌گذاری کند. این کارها در مدیریت قابل انجام و آسان است اما موضوع مدیریت واردات تازه مطرح شده است. مدیریت واردات از فرمایشات مقام معظم رهبری است که در ایام عید مطرح شد و الان بحث‌های آن در حال شکل‌گیری است.

این شکل نباید به عنوان بگیر و ببند انجام شود. باید منافع مصرف‌کننده و تولیدکننده اشتغال و سرمایه‌گذاری را مورد توجه قرار دهد. فریاد من از اشتغال است.

معتقدم باید واحدهای تولیدی صنعتی، کشاورزی و خدماتی را تقویت کنند تا این واحدها کالای ارزان تولید کنند. با این کار خود به خود ورود کم می‌شود.

الان چرا واردات صرف دارد؟ چون واحد تولیدی نمی‌تواند روی پای خود بایستد. کالا را گران تمام می‌کند.

اگر به واحد تولیدی کمک کردیم، انرژی و زمین ارزان دادیم، وام دادیم، سوبسید دادیم و به نیروی کارش کمک کردیم کالایش ارزان تمام می‌شود و کالا را در بازار می‌ریزد. اگر ارزان باشد مگر آدم دیوانه است که از هند و چین بیاورد؟

   : منبع   http://www.bultannews.com/fa/pages/?cid=32471



نویسنده : - ساعت ٩:٠٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٢٤   |    نظرات []   |    لینک ثابت

Powered By Persianblog.ir - Designed By Payam