جستجوی بصیرت

اگر با آمدن خورشــید بیدار شویم ؛ ‌نمازمــان قضاست

«شبث بن ربعی» از چهره های متلون تاریخ، از صحابه پیامبر اکرم(ص) بود
که بعد از رحلت ایشان ادعای پیامبری کرد.
بعد از آنکه ادعای کذبش سرکوب شد، از یاران عثمان (خلیفه سوم) گشت.
شبث در اندک مدتی به همراه طائفه بنی تمیم بر ضد عثمان شورید و از قاتلان او شد
ولی بعداً توبه کرد و نامه‌ای به معاویه نوشت و او را متهم به کوتاهی در حمایت از عثمان کرد! و نوشت که: «تو دوست داشتی تا عثمان کشته شود و آن را بهانه جنگ قرار دهی.»
و وقتی معاویه درخواست داشت تا عمار یاسر را به عنوان قاتل عثمان در اختیار او قرار دهد، شبث به عنوان نماینده امام علی(ع) با او محاجه و اعتراض کرد.
وی در سال 36 هجری قمری از یاران علی(ع) بن ابی‌طالب در بین فرماندهان ایشان و در کنار «مالک اشتر» و «حجربن عدی» و قبل از جنگ صفین از طرف علی(ع) همراه «عدی بن حاتم» نزد معاویه رفت و با او سخنانی گفت و او را دعوت به اطاعت از امیرالمومنین(ع) کرد. در جنگ صفین، در رکاب علی(ع) بود و فرماندهی جناح چپ سپاه علی ابن ابی‌طالب را بر عهده داشت.
ولی در جنگ با خوارج در مسیر حرکت حضرت به طرف «نهروان» او و «اشعث بن قیس» و «عمروبن حریث» از اطاعت حضرت بیرون رفته و دیگران را باز داشتند و به خوارج پیوستند. آنها مسخره‌وار، یک سوسمار را دست به دست داده و می‌گفتند با علی علیه السلام بیعت کردیم. کما اینکه توهین‌های امروزی چیزی کمتر از تمسخرها ندارد. حضرت با شنیدن این خبر گفتند: «به خدا قسم شما با فرزندم حسین خواهید جنگید!»
شبث از جمله کسانی است که در واقعه عاشورا به امام حسین علیه السلام نامه نوشتند و حضرت را به کوفه دعوت کردند.
روز عاشورا نیز امام حسین (ع) در اولین سخنرانی مفصل خود که خطاب به کوفیان داشت از او نام برد و فرمود: یا شبث بن ربعی و یا... مگر شما به من ننوشتید که... الی آخر! شبث در این واقعه فرمانده نیروهای پیاده لشگر دشمن (عمر سعد) در کربلا بود و در قتل حسین بن علی شرکت داشت. بعد از واقعه عاشورا به شکرانه کشته شدن حسین، مسجدی را در شهر کوفه بنا کرد.
او بعداً همراه مختار ثقفی به خونخواهی حسین(علیه السلام) در آمد و رئیس پلیس مختار شد
و سپس در کشته شدن مختار حضور داشت.

این درس‌های محرم هنوز هم تکرار می‌شوند ولی باید یادمان باشد و به دیگران هم یادآوری کنیم که محرم صرفاً ذکر مصیبت نیست بلکه سرشار از درس‌هایی است که همین روزها در جامعه تکرار می‌شوند و آنها که دیروز عَلَم نزدیکی به امام را برداشته بودند، چه شده است که «به خود نمی‌آیند؟» آری اینان به امام نزدیک بودند ولی ملاک، نزدیکی به امامت است. نزدیکی به همه‌ی آن چیزهایی است که امام جامعه اسلامی به خاطر آن‌ها می‌ایستد و خلف او نیز بدون هیچ درنگی بر آن اصول ایستاده است. و بدین‌گونه تاریخ هم برای شهروندان و هم برای حاکمان راوی دوباره زندگی است.

 


لینک صفحه

Powered By Persianblog.ir - Designed By Payam