جستجوی بصیرت

اگر با آمدن خورشــید بیدار شویم ؛ ‌نمازمــان قضاست

شهروندان آمریکایی خشمگین از حمایت های مالی دولت واشنگتن از رژ یم اشغالگر قدس  با نصب بیلبوردهایی در مراکز اصلی شهر  خواستار قطع کمک های دولت آمریکا  به صهیونیست ها شدند.
به گزارش خبرگزاری قدس (قدسنا) به نقل ازمنابع خبری ، مردم امریکا از حمایت های همه جانبه دولتشان از رژیم صهیونیستی به تنگ آمده اند و خواهان پایان دادن به این کمک ها شده اند.
با گسترش موج بیداری در سرتاسر جهان مردم امریکا در اقدامی خود جوش با نصب بنرهایی در شهر بزرگ واشنگتن از کنگره خواستار قطع کمک های امریکا به رژیم صهیونیستی شده اند.
برپایه این گزارش، گروهی تحت عنوان "توقف کمک 30 میلیاردی به اسرائیل" در ایالات مختلف امریکا اقدام به نصب بنرهایی کرده اند که ضمن اعلام حمایت از ملت مظلوم فلسطین خواستار پایان دادن کمک های دولت واشنگتن به اسرائیل شدند.
در تازه ترین اقدام این گروه ضد صهیونیست در 23 نقطه واشنگتن که از پرجمعیت ترین شهرهای امریکا به شمار می رود بنرهایی نصب کرده اند که بر روی آنها نوشته شده است: به کنگره بگویید پول ما را برای خودمان خرج کند، نه برای ارتش اسرائیل.
آرمن چاک ریان موسس این گروه اعلام کرده که این اقدام ما رو به گسترش است و گروه ما اقدامات بیشتری را در شهر لوس آنجلس انجام خواهد داد.
وی در ادامه افزود: گروه توقف کمک 30 میلیاردی به اسرائیل همچنین در ایالات کلورادو و دنور نیز بنرهایی نصب کرده اند که بر روی آنها نوشته است به کنگره بگویید کشتار کودکان بس است بیش از این به اسرائیل کمک نظامی نکنید.
گفتنی است این بنرها با اقبال عمومی روبرو شده است و نظر رسانه های محلی را به خود جلب کرده ولی تحت فشار لابی های صهیونیستی و مقامات امریکایی نصب این بنرها ممنوع اعلام شده و تمامی این بنرها در سطح شهر جمع آوری شد.

عماد نجار
لینک خبر در خبرگزاری قدس (قدسنا) http://www.qodsna.com/NewsContent-id_49930.aspx



نویسنده : - ساعت ٤:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٥/٢۸   |    نظرات []   |    لینک ثابت

با اضافه شدن بوکس بانوان به رقابت های المپیک لندن امسال، تمامی ورزش ها برای زنان آزاد شد و آن ها از این نظر به برابری با مردان رسیدند. اما آن چیزی که اهمیت بیشتری دارد نوع نگاهی است که به زنان می شود و متاسفانه هنوز به زنان به چشم شی نگاه می شود حتی در رقابت های حرفه ای المپیک.
tazeh.net: مسابقات المپیک ریشه در یونان باستان دارد. در یونان باستان فقط مردان آزادِ ثروتمند حق حضور در المپیک را که یک رویداد مذهبی هم بود، داشتند. «زنانی که مجرد بودند در تاریخ دیگری به احترام «هرا» همسر زئوس و مادر هرکول، به مسابقه می‌پرداختند. زن های ازدواج کرده حق شرکت در مسابقات را نداشته و در صورت مخالفت باید بهای آن را با جانشان می‌پرداختند». بازی های المپیک در 1896 دوباره احیا شد و برای نخستین بار در عصر جدید، دوباره همه چیز از یونان و آتن آغاز شد با این تفاوت که این بار دیگر خبری از مولفه های مذهبی المپیک نبود.
نخستین بار زنان در سال 1900 (سال های اوج فعالیت های موج نخست جنبش زنان) در المپیک لندن و در دو رشتۀ گلف و تنیس وارد این رقابت ها شدند. سالهای بعد ژیمناستیک و سایر رشته های ورزشی هم به رقابتهای زنان اضافه شد. در سال 2000 زنان برای نخستین بار در رشتۀ وزنه برداری هم با یکدیگر رقابت کردند.



ادامه مطلب

نویسنده : - ساعت ۱٢:۳٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٥/٢۸   |    نظرات []   |    لینک ثابت




امسال تمام بازوهای منطقه ای اسرائیل قطع شده و یا فلج گردیده اند. امسال حیات خلوت اسرائیل یعنی مصر ، جبهه جدیدی علیه این رژیم است پس همه با هم می آیم تا آخرین ضربه ها را هم به اسرائیل بزنیم



نویسنده : - ساعت ۱٢:۳۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٥/٢۸   |    نظرات []   |    لینک ثابت

اودکلن با عطر دلپذیر به نام lovely  جدید ساخت اسرائیل که اخیرا از مرز عراق وارد ایران شده حاوی مواد کشنده است که با استنشاق آن پس از 4 ای 5 روز تاثیر گذاشته و درمان ندارد. به دوستان و نزدیکان خود اطلاع رسانی کنید. ستاد خبری اطلاعات سپاه

 



نویسنده : - ساعت ٢:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٥/٢۱   |    نظرات []   |    لینک ثابت

مردی با تسلیم شکوائیه ای به قاضی شورای حل اختلاف گفت: چندی قبل خانه محقر و مخروبه ای را در چند کیلومتری حاشیه یکی از شهرک های مشهد خریدم اما چون وضعیت مالی مناسبی نداشتم اتاقی را که گوشه حیاط بود اجاره دادم. مدتی از اجاره منزل نگذشته بود که احساس می کردم فرزندان خردسالم دچار افسردگی شده اند. وقتی از سرکار به خانه می آمدم آن ها از من طلب «کباب» می کردند من که توان خرید «گوشت» را نداشتم هر بار با بهانه ای آن ها را دست به سر می کردم تا این که متوجه شدم هر چند روز یک بار از اتاقی که به اجاره واگذار کرده ام «بوی کباب» می آید و همین موضوع باعث شده تا فرزندانم از من تقاضای کباب بکنند.

شاکی این پرونده ادامه داد: دیگر طاقتم طاق شده بود هرچه سعی کردم برای فرزندانم کباب تهیه کنم نشد این در حالی بود که بوی کباب های مستاجرم مرا آزار می داد به همین دلیل از محضر دادگاه می خواهم رای به تخلیه محل اجاره بدهد تا بیش از این خانواده ام در عذاب نباشند.

قاضی باتجربه شورای حل اختلاف که سال هاست به امر قضاوت اشتغال دارد، هنگامی که این ماجرا را تعریف می کرد اشک در چشمانش حلقه زد او گفت: پس از اعلام شکایت صاحبخانه، مستاجر او را احضار کردم و شکایت صاحبخانه را برایش خواندم.

مستاجر که با شنیدن این جملات بغض کرده بود گفت: آقای قاضی! کاملا احساس صاحبخانه را درک می کنم و می دانم او در این مدت چه کشیده است اما من فکر نمی کردم که فرزندان او چنین تقاضایی را از پدرشان داشته باشند.

او ادامه داد: چندی قبل وقتی به همراه خانواده ام از مقابل یک کباب فروشی عبور می کردیم فرزندانم از من تقاضای خرید کباب کردند اما چون پولی برای خرید نداشتم به آن ها قول دادم که برایشان کباب درست می کنم.

این قول باعث شد تا آن ها هر روز که از سر کار برمی گردم شادی کنان خود را در آغوشم بیفکنند به این امید که من برایشان کباب درست کنم. اما من توان خرید گوشت را نداشتم تا این که روزی فکری به ذهنم رسید یک روز که کنار مغازه مرغ فروشی ایستاده بودم مردی چند عدد مرغ خرید و از فروشنده خواست تا مرغ ها را خرد کرده و پوست آن ها را نیز جدا کند.

به همین دلیل به همان مرغ فروشی رفتم و به او گفتم اگر کسی پوست مرغ هایش را نخواست آن ها را به من بدهد. روز بعد از همان مرغ فروشی مقداری پوست مرغ پرچربی گرفتم و آن ها را به سیخ کشیدم. فرزندانم با لذت وصف ناشدنی آن ها را می خوردند و من از دیدن این صحنه لذت می بردم. من برای شاد کردن فرزندانم تصمیم گرفتم هر چند روز یک بار از این کباب ها به آن ها بدهم اما نمی دانستم که ممکن است این کار من موجب آزار صاحبخانه ام شود.

قاضی شورای حل اختلاف در حالی که بغض گلویش را می فشرد ادامه داد: وقتی مستاجر این جملات را بر زبان می راند صاحبخانه هم به آرامی اشک می ریخت تا این که ناگهان از جایش بلند شد و در حالی که مستاجرش را به آغوش می کشید گفت: دیگر نگو! شرمنده ام من از شکایتم گذشتم!

منبع : http://economir.blogfa.com/



نویسنده : - ساعت ٩:۳٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٥/۱٤   |    نظرات []   |    لینک ثابت

به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق ، عکسی که مشاهده می کنید در مرداد ماه سال 1381 توسط اسماعیل داوری گرفته شده است. بخش هایی از پیکر یک بسیجی که به اسارت متجاوزین بعثی درآمده  و در دوران اسارت ، خلعت شهادت پوشیده ، پس از سال ها به میهن بازگشته و در ستاد معراج شهدای تهران ، به خانواده ی زجر کشیده اش تحویل گردید. مادر شهید با دیدن پیکر فرزندش ، به نوحه سرایی و عزاداری پرداخت و چشم شیشه ای یکی از ناظران ، این عکس را به ثبت رساند.

پسرت در پی لالایی تو برگشته
عقده بُگشا که دل زار، خجالت بکشد
استخوانی و پلاکی به تو برگرداندند
مدعی زین همه ایثار، خجالت بکشد
گل پر پر شده،دامان تو را خوشبو کرد
در هوایت گل و گلزار خجالت بکشد
رگ غیرت قلم دست چروکیده ی توست
بنویس عشق، که انکار، خجالت بکشد 



نویسنده : - ساعت ٩:٢٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٥/۱٤   |    نظرات []   |    لینک ثابت

 یک اسیر گرفته بودیم، از ان گردن کلفت ها.به هیچ عنوان نم پس نمی داد و هیچ صحبتی نمی کرد خیلی هم ادعایش می شد.ما دو تا مطلب را احتیاج داشتیم بدانیم، یکی اینکه بقیه کوموله ها کجا رفته اند و دیگری اینکه با اسرای ما چکار کرده اند؟طرف لب از لب بر نمی داشت.میگفت:«گردنم رو هم بزنید چیزی نمی گم.»شهید کاوه از راه رسید.دست گذاشت روی شانه های آن اسیر و شروع کرد باهاش قدم زدن.چند دقیقه بعد برگشتند.شهید کاوه جایی را نشان داد و گفت:«اون جا را بکنید.»خودش هم با یک گروه رفت دنبال کوموله ها، آن اسیر را هم برد.ما جایی را که او گفته بود کندیم، جنازه بچه هایی که اسیر شده بودند را پیدا کردیم.»



نویسنده : - ساعت ۸:۳٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٥/۱٤   |    نظرات []   |    لینک ثابت

متن زیر گفتگوی فارس است با محسن رفیقدوست که به عنوان وزیر سپاه در آن سالها و نیز مسئول اصلی تدارکات و لجستیک سپاه، بیشترین نقش را در برقراری این رابطه با کشورهایی نظیر سوریه داشت.
 
 
* اوایل جنگ به اسم سوریه از دنیا سلاح می‌خریدیم
 
محسن رفیقدوست با بیان اینکه سوریه یکی از اولین کشورهایی بود که بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، آن را به رسمیت شناخت، گفت: در سال‌های اول انقلاب 3 کشور در رابطه با ایران موثر بودند، سوریه، لیبی و کره شمالی که بعد از شروع جنگ، اولین کشوری که اتفاقا همسایه عراق هم بود و از ما اعلام حمایت کرد، کشور سوریه بود و تا آخر جنگ هم که بنده به عنوان مسئول لجستیک سپاه بودم، به دفعات از انواع کمک‌های سوریه استفاده کردیم.
 
وی با بیان اینکه ما در آن زمان مدت‌ها بود که از نظر هوایی مشکل داشتیم، افزود: در همان زمان بنده به دمشق رفتم و آقای حافظ اسد دستور داد در فرودگاه این شهر، یک آشیانه و انبار تحویل من دادند و ما هم چیزهایی که می‌خریدیم را به آنجا می‌بردیم و در موقع مناسب هواپیما می‌فرستادم تا آنها را به کشور بیاورند.

ادامه مطلب

نویسنده : - ساعت ٢:۳۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٥/۱٢   |    نظرات []   |    لینک ثابت

چشمش سبز و قدش بلند است. کراوات می بندد. ادوکلن های گران قیمت می زند. فرانسه می داند. سواد آکادمیک دارد. شیک پوش است. همسرش بی حجاب است. 

                   

آهای! مگر نمی گویید بشار اسد دیکتاتور است؛ پس لطف کنید و به او هم جایزه صلح نوبل بدهید! اسد هم مثل دالایی لاما، مثل اوباما، مثل مناخیم ولفوویچ بگین، مثل اسحاق رابین، مثل شیمون پرز، مثل جیمی کارتر، مثل خانوم خانوما شیرین شیرینا، مثل انگ سان سو چی. آهای هیلاری کلینتون! مگر نمی گویی اسد دیکتاتور است؛ پس مثل مبارک، مراقب جان بشار هم باش! اسد هم مثل پهلوی دوم! مثل ۲۸ مرداد! مثل یک چهارم اون گور به گوری! نظام سلطه هوای کدام دیکتاتور جلاد را نداشته است؟! اسد اما دیکتاتور نیست؛ اگر بود موبایلش را روی تلفن جین شارپ دایورت می کرد! و به جورج سوروس پیامک های عاشقانه می فرستاد!


ادامه مطلب

نویسنده : - ساعت ۱:۳٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٥/۸   |    نظرات []   |    لینک ثابت

داستان این عروسی‌ بدین شرح است: عروس ساکن بلندیهای جولان در منطقه اشغالی تحت نظر اسرائیل می‌باشد و داماد در آنطرف مرز یعنی‌ در سوریه زندگی‌ می‌کند، اگر عروس از این مرز عبور کند و به سوریه برود اسرائیل دیگر هرگز اجازه برگشت به وی را نخواهد داد بنابر این عروس خانوم با اشک و اندوه فراوان با خانواده خود برای همیشه خداحافظی می‌کند و تک و تنها با دلی‌ پر از غصه به خانه بخت خود در آنطرف مرز می رود. 

داستان واقعی یک عروسی غم انگیز !! ( تصویری) www.taknaz.ir


ادامه مطلب

نویسنده : - ساعت ۱٢:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٥/٤   |    نظرات []   |    لینک ثابت

Powered By Persianblog.ir - Designed By Payam